محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
210
اكسير اعظم ( فارسى )
درين مرض معمول است چنانچه براى مسلول با تپ محفنى قرص طباشير كافورى به گلقند آفتابى سرشته و شيره اصل السوس شيره كاهو شره مغز تخم هنديانه شربت و يا قوذا خاكشى بدهند و يا قرص سرطان سوده بگلقند سرشته بخورند بالايش ماء القرع ده توله اسپغول شش ماشه پاشيده بنوشد و يا قرص سرطان كافورى سوده بگلقند سرشته و اصل السوس خطمى خبازى بهدانه جوشانيده شيره خرفه شيره كاهو شربت نيلوفر كتيرا سوده پاشيده بنوشد و گاهى به جاى خرفه بارتنگ و به جاى كتيرا هر مهره و كاهى خيارين كوفته بارتنگ به جاى خطمى و كاهو و خرفه و كتيرا كرده مىشود و يا قرص طباشير كافورى بگلقند سرشته همراه شيرهى باديان شيرهى خرفه لعاب بهدانه شربت دياقوذا خاكشى بدهند و گاهى شيرهى مغز تخم هنديانه مىافزايند و يا قرص طباشير ملين به گلقند و شيرهى اصل السوس شيرهى باديان شيرهى كاهو شربت به زورى خاكشى و گاهى شيرهى خيارين عوض كاهو و قرص گلقند به رعايت صرف ادرار كرده مىشود و يا قرص طباشير كافورى به گلقند بخورند و شيرهى خرفه شيرهى اصل السوس لعاب بهدانه شير مادهى خطمى شربت دياقوذا بنوشند و گاهى شيرهى عنب الثعلب شيرهى كاهو شيرهى خيارين شيرهى باديان كتيرا سوده افزوده مىشود و يا قرص طباشير چهارماشه سوده به شربت دياقوذا دو توله سرشته بالايش شيرهى تخم خرفه شيرهى تخم كاهو هر يك شش ماشه شيرهى تخم خطمى شيره سل السوس هر يك چهار ماشه عرق شير چهار توله شربت نيلوفر دو توله بدهند . و اگر تسكين زياده مطلوب باشد شيرهى مغز تخم هند يا نه شيرهى تخم خيارين افزايند نه اگر قبض منظور باشد بارتنگ اسپغول زياده كنند . و ايضا در سل با نزله و سرفه و تپ گداى قرص طباشير كافورى به شربت خشخاش يك توله سرشته بليسند بالايش آب خيار شوى دوازده دام عرق عنب الثعلب دو توله شربت بنفشه دو توله با شربت خشخاش دو توله و لعاب بهدانه دو ماشه بنوشند باز قرص سرطان عوض قرص مذكور و به جهت شام خميرهى خشخاش نه ماشه خورده بالايش لعاب بهدانه دو ماشه لعاب تخم خطمى چهار ماشه شيرهى خيارين شش ماشه شيرهى بيخ انجبار دو ماشه عرق شاهتره سه توله شربت كزبره البر شربت خشخاش هر يك يك و نيم توله عرق گاو زبان عرق عنب الثعلب عرق بارتنگ هر يك سه توله خاكشى شش ماشه پاشيده بدهند بازو يا قوذا دهند . و اگر تپ عفنى مركب گردد شيرهى اصل السوس شيرهى عنب الثعلب لعاب بهدانه عرق عنب الثعلب نبات بدهند روز چهارم قرص طباشير هلين شربت دينار دو توله باز منضج عنب الثعلب مويز منقى سپستان خطمى خبازى به عرق عنب الثعلب و عرق باديان جوشانيده گلقند آفتابى دهند باز قرص طباشير هلين افزايند بعده خيارين كوفته تخم خطمى گل بنفشه جوشانيده شيرهى اصل السوس چهار ماشه شيرهى خيارين شش ماشه گلقند دو توله باز شربت دينار دو توله باز مناى مكى افزايند . و اگر صاحب زكام و نزله و سرفه حار دائمى را اول خون به قى و نفث از معده و صدر به سبب شكافتن دهن عروق آيد و بعده سل با حمى عفنى عارض شود اول از فصد باسليق خون نيم پاو گرفته مسكنات دوم و حابسات نزله و ملينات صدر بنا بر حفظ شش مثل لعاب بهدانه شيرهى كاهو قرص كهربا با آب بارتنگ تازه شيرهى تخم بستان افروز شيرهى بيخ انجبار به كار برند بعد حبس خون اگر پس از چند روز باز عوارض نزله بظهور آيد و به اندك تدبير زائل شود و اين حالت روى است و بعد از آن تپ مادى عفنى ديگر لاحق شود و سعال و نوازل و نفث الدم رو نمايد ماء القرع دهند كه در دق و سل و ذيانبطن معمول است و در تپ مركب از صفرا و بلغم اگر صفرا غالب باشد ماء القرع و ماء الخيار و آب هندوانه . و اگر بلغم غالب باشد آب كاسنى عروق به شرطى كه سرفه نباشد مگر آنكه سرفه به مشاركت جگر باشد معمول است باز اگر عوارض تخمه ظهور نمايد ماء القرع موقوف نموده به مثل گلقند به عرق عنب الثعلب حل كرده معالجه تخمه نمايد بعده جهت تپ عفنى مسهل خفيف كه باسل و دق چون حمى عفنى ملحق مىشود معمول است بدهند به اين طور كه اول دو سه روز جوشانده با شيرجات معموله داده بعده گل بنفشه نيلوفر اصل السوس خطمى خبازى جو مقشر مويز منقى عنب الثعلب پرسياوشان در عرقيات جوشانيده فلوس خيارشنبر ترنجبين گلقند روغن بادام داخل كرده بدهند و گاهى خميرهى بنفشه مىافزايند و در ماء القرع و عرق باديان مىدهند ماء القرع براى حرارت تپ و عرق باديان به رعايت معده تا ماء القرع معده را خراب نكند و جو مقشر مسكن غليان دم و صفرا و نافع قرحهى ريه و دق و درد سينه و مضر معده و مصلح آن گلقند است اما در حال قبض نبايد و اونچه نفاخ است و گاهى روز اول يا در مسهل دوم عناب شاهتره مىافزايند غذا در ميان مسهلات دو سه پهر آب گوشت شام پلاو يا كهچرى و روز دوم مسهل تبريد شيرجات معموله و لعاب بهدانه و عرق شاهتره عرق نيلوفر عرق بيد ساده عرق عنب الثعلب كزبره البر و گاهى شربت خشخاش و يا قوذا و گاهى شام شيرجات و لعابات با شربت كزبره البر و گاهى سفوف است گلو باديا قوذا دهند بعد سه مسهل اگر تپ مادى دفع شود به علاج مخصوص سل پردازند . و اگر از مسهل